X
تبلیغات
رایتل
به که دل باید بست ؟
  
 کمی از روزها
 
آرشیو
موضوع بندی
 
شنبه 6 اسفند 1384
از تو مهربان تر کیست؟

از تو مهربان تر کیست که درد هایم را با او در میان بگذارم

و زخمهای دلم را پیش رویش بشمارم ؟

از تو آیینه تر کیست که هزار توی روحم را به من نشان دهد ، بی آن که سرزنشم کند ؟

در روزهای که ابرها بی وقفه بالای سرم راه می روند ، جز تو چه کسی زیر درخت بید می

ایستد

و در باد برایک ترانه می خواند ؟

در شبهای که ماه و ستارگان و آتشکده ها و فانوس ها هر یک به سوی می گریزند ،

جز تو چه کسی شمعی در دلم روشن می کند ؟

خوبا ، مرا به خاطر همه نامه هایی که برای تو ننوشته ام ، ببخش !

مرا به خاطر همه آوازهای که برای تو نخوانده ام ، ببخش !

مرا به خاطر همه لبخند هایی که زندانی کرده ام و از تو دریغ داشته ام ، ببخش !

من می توانستم در یک بعد از ظهر زیبا شاخه ای گل به تو بدهم ، اما پاییز اجازه نداد

من می توانستم کوزه هایت را پر از موج کنم ، اما طوفان از راه رسید و موجها را با خود برد

من می توانستم در یک صبح تازه و معطر سرم را روی شانه هایت بگذارم

و گریه کنم ، اما غرورم نگذاشت .

بهترینا ، صدایم را ببخش ! لبهایم را ببخش ! اشکهایم را ببخش !

از تو مهربانتر کیست که سرگذشت دست هایم را برایش بنویسم و از فاصله ها گله کنم ؟

دو ستان عزیزم !

از این به بعد ممکن دیر به دیر آپ کنم چون از شما خیلی دور خواهم بود .

منتظر کامنت های زیباتون هستم .

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 122147


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها