X
تبلیغات
رایتل
به که دل باید بست ؟
  
 کمی از روزها
 
آرشیو
موضوع بندی
 
یکشنبه 6 آذر 1384
حلقه

دخترک خنده کنان گفت که چیست

راز این حلقه زر

راز این حلقه که انگشت مرا تنگ گر فته است به بر

***

 

راز این حلقه که در چهره او

 اینهمه تا بش و رخشندگی است

مرد حیران و شد و گفت

حلقه خوشبختی است، حلقه زندگی است

***

همه گفتند: مبارک باشد

دخترک گفت دریغا که مرا

باز در معنی ان شک باشد

سالها رفت وشبی

***

زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر

دید در نقش فروزنده او

روز ها یی که به امید وفای شوهر

به هدر رفته ، هدر

***

زن پریشان شد و نالید که  وای

وای، این حلقه که در چهره او

باز هم تابش و رخشندگی است

حلقه بردگی و بندگی است...

فروغ فرخزاد

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 122153


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها